تبليغاتX
•*´¨`*Alone in Rain*´¨`*•

تو را برای تو دوست دارم و زندگی را برای نفسهای تو

داستان

به ياد مي آورم کودکي ام را ، به ياد مي آورم

به ياد مي آورم لحظه هاي التماس کودکانه ام را براي . .

. . براي . . براي يک بوسه از لبان مهربانت

از لبان غمگين اما مهربان

لبان غمگين اما مهربان تو 

به ياد مي آورم شبهاي ضجه و گريه را

شبهاي اشک و بغض

گير نده

دوستت دارم ، داشتم ، خواهم دارم

بيا براي يک لحظه فوران کن

بيا به اين فواره ي پر از احساس 

لحظه ي فرود را بياموز ، لحظه ي سر ريز ، لحظه اي براي شادي

لحظه اي برتر از هر لحظه ي ديگر

اي بابا! اين همه احساس و فن بيان براي چه ؟

به ياد مي آورم

تو را

بيا فروردين ۸۸ را به يادم بياور

بيا اگر . .

اگر هنوز راهي هست

بيا اگر راهي هست

لحظه اي فوران کنم ، لحظه اي از آن بالاي فواره ، سرريز کنم

بريزم

بزنم

بپاشم

بيا به يادم بياور

در اين زمانه ي سي ها و خردادها و جمعه هاي سياه و سبز

بيا بيادم بياور

بيا به ياد جواني ، لحظه اي لخت کن پاهايت را

که از تظاهرات خسته اند

و من

من باز عاشق شوم

بيا به يادم بياور

بيا با هم ساعت ها راه برويم و دستانمان را به علامت عشق در هم حلقه کنيم درست مثل V

بيا روبان سبز ببنديم اما به دنبال پس گرفتن رايمان نباشيم

بيا به يادم بياور که مي شود رنگ عشق باشيم

بيا حالا که زمانه ي رنگ هاست و V ها ،

من و تو هم در ميان مردم ، رنگ عشق بزنيم به V هايمان

تا عاشقانه ها باشد

تا ما باشيم

تا ديگر هيچ گرگ صفتي ، نقش ميش نگيرد و هيچ ميشي ، نقش گرگ

بيا به من ياد بده

نگذار تمام شود

اي کاش نگذاري تمام شود

اي کاش رنگ فرودين بزنيم به تير داغ و خسته

به يادم بياور

لحظه هاي برخورد را

برخورد گلي سرخ به ازدحام

و برخورد گرماي نفسها به هم

بيا دين را از سياست جدا کنيم چنانکه سیاست را از عشق

بيا اگر نتوانستيم قدمي به جلو برداريم

به عقب نيز

نرويم

که آن گونه که پهلوي و محمد رضا برايمان خوب نيست

جدايي نيز

داستان

نوشته شده توسط مسافر غریب در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 1:59 بعد از ظهر | لینک ثابت |

داستان

متین ترین کلمه عشـــق است **** جذاب ترین کلمه آشنــــایی است

پاکترین کلمه وجدان است *** زشت ترین کلمه خیــــانت است

بدترین کلمه بی وفـــایـی است *** سخت ترین کلمه تنهــــایــی است ____
و تلخ ترین کلمه جـــــدایی است

داستان

نوشته شده توسط مسافر غریب در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 ساعت 1:53 بعد از ظهر | لینک ثابت |

خیلی جالبه.بعضی وقتها آدم عاشق میشه

اما معشوق ازحالت خبری نداره.

نمیدونه که تو داری چه روزهای سختی رو تحمل میکنی.

همش فکر میکنم اینجور آدمارو خدا داره امتحان میکنه.

خدایا کی اجابت میکنی بر کار ما***من که خود مردم و ماندم بین راه

گر که باشد این صبوری امتحان***من ندارم این توان با من بمان

نوشته شده توسط مسافر غریب در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 2:17 بعد از ظهر | لینک ثابت |

برخـي افراد ممكن است با خواندن اين مقاله پيشنهادات من را غير اخلاقي و غير منـصـفانـه تلقي كنـنـد. بـه بـازيگرفتن احساسات ديگران كار نـا پـسـندي است بـخـصوص كساني كه بسيار دوستتان دارند. خيلي خوب ميشد هركسـي را كـه خـواهان او بـوديـد سـهـل و آسـان بـه دستمياورديد بدون آنكه نياز به نقش بازي كردن داشته باشيد.اما متاسفانه دنياي واقعي هميشه اينگونه عمل نـمـيكند.بعضي وقتها شما به اميد بدست آوردن فرد خاصي ماههاخود را به آب و آتش ميزنيد به عشق او زنـدگي ميكنـيد وحسرت داشتنش را ميكشيد و عاقبت بدون ثمر و نتـيجـه ناكام مي مانيد. و آنـجاسـت كـه راهـكـارهـاي ذيل ناگهان همچون موهبتي آسمـانـي جـلـوه گـر خـواهند شد. البته توصيه هاي من سحر و جادو نبوده و آنگونه نيز نميـبـاشـد كه شخصي را برغم خواست و ميل باطني و با بكارگيري اين تكنيكها وادار بـه آن كند كه دلباخته و عاشق شما گردد. كاري كه اين تكنـيـكها انجام مي دهند شـانـس و اقـبـال را بمقدار زيادي به سود شما افزايش مي دهند. آيا اين كار شرورانه و نادرست است؟ من اينطور فكر نميكنم بنابراين به مطالعه خود ادامه دهيد.

زياد معاشرت كنيد... سپس غير قابل دسترس گرديد

هـر چه بيشتر با شخصي ارتباط داشته باشيد آن شخص بيشتر شما را دوست خواهد داشت. اين را ديويد ليدمن متخصص رفتار انسانها بيان مي كند. در واقع حق با اوسـت. چندين مطالعه ديگر نشان داده كـه در مـعـرض قـرار گـرفـتن مكرر با هر محرك خاص ما را نسبت به آن محرك علاقه مند تر مي گرداند. (تنها زماني اين نظريه صدق نمي كنـد كـه واكنش اوليه ما به آن محرك منفي باشد). بنابراين در ابتداي آشنايي از آنكه كناره گيـر، گريزان و غير قابل دسترس باشيد، پرهيز كنيد. در عوض به دنبـال بهانه هاي فراوان براي آنكه وقت خود را با وي بگذرانيد باشيد.

اكنون حواستان را كاملا جمع كنيد چون اين مرحله زيركانه بوده و احتياج به مهارت دارد. درست زماني كه مطمئن شديد كه او را مجذوب خود كرده و محبوب گشته ايد به تدريج معاشرت خود را كاهش داده و كمتر در دسترس قرار گيريد و اين كـار را تـا زماني كـه وي ديگر شما را ديگر ملاقات نكرده و نبينـد ادامه دهيد. شـما هم اكنون "قانون كمـيابي" را بطور مؤثر بكار گمارديد. همه ما واقف هستيم كه: مردم خـواهـان چيزهايي هستـند كه نميتوانند داشته باشند. و هميشه در دسترس بودن شـما سبب كاهـش ارزش و شـان شما مي گردد. براي مثال هـرگـاه پـايتان را از در خانه بيرون بگذاريد و با توده عظيمي از الماس بروي زمين روبرو گرديد، كم كم برايتان عادي شده و ديگر آنها را بچشم سنگهاي گرانبها و ارزشمند نخواهيد نگريست. اين قانون كميابي است كه سبب ميشـود بـيشتر طالب آنها گرديد. با آنان باشيد و سپس كمياب گرديد و مشاهده خواهيد كرد محبوب تر مي شويد. ما مرتبا در مورد مسايلي چون شور و اشتياق، جـاذبـه جـنـسـي و عـشـق صحبت به ميان مياوريم اما به "شباهت ها" اشاره اي نميكنيم . بـايـد آگـاه باشيم افراد با خصوصيات متضاد در بلـنـد مـدت جـذب يـكديـگر نـمي شوند. ما همواره در جستجوي شباهتها ميان خود و شريك زندگيمان مي بـاشيم. اغـلب ما بـا گـشـتـن و مـعـاشرت با دوستاني كه مورد علاقه امان نمي باشند ترس داريـم پس چـرا با مـعشـوق خود چنين كنيم؟ علاقمند بودن و دوست داشتن كسي بسيار مهم تر از آن است كه ما عاشق آن فرد باشيم. تنـها شباهت هاي اخلاقي و شخصيتي ما نيست كه حائز اهميت ميباشد. هرگاه شما با فردي كـه از لـحاظ ظاهـر شبـيـه شـما باشد آشنا گرديد، احتمال آنكه وي شيفته و دلباخته شما گردد 4 برابر بيشتر ميباشد.

كار دلپسندي برايش انجام ندهيد.... بـگذاريـد او برايتان كارهاي دلپسندي انجام دهد

هرگاه شما كار پـسـنـديـده اي بـراي شـخـصي انجام دهيد، از دو جهت احساس خوبي خواهيد داشت: احـساس خـوشـنودي از خـودتان و صميميت با فردي كه شما اندكي با عملتان لوسش كرده ايد. ما معمولا بمنظور توجيه زحمات و يا هزينه هايي كه صرف فرد مورد نظر كرده ايم در شايستگي و استحقاق وي مبالغه وخيالپردازي ميكنيم. سـرانجام آنكه:ما آن فرد را بيشتر دوست خواهيم داشت.هرگاه شخصي براي ما كار پسنديده اي انجام ميدهد، خوشنود ميگرديم. اما در كنار آن احساسات ناخوشايند ديگري نيز تظاهر خواهند كرد. گاه غرق در هيجانات ميشويم. در تـنگنا قرار مي گيريم كه مانند همان فرد بامعرفت كه آن لطف را در حق شما كرده عمل نماييم يعني آنكه لطفش را جبران كنيم. و حتي زمانيكه آن عمـل نـيك از سوي شخصي صورت مي گـيـرد كـه شـما علاقه وافري به وي داشته اما نسبت به احساسش نسبت به خودتان مردد هستيد، مسئله بسيار بغرنج تر ميگردد. متوجه منظورم مي شـويد؟ هنگامي كه ما شيفته و شيداي شخصي مي شويم، ناگزيريم براي او كارهاي لطف آميزي انجام دهيم.اما بهتر آنست اجازه دهيد او شما را لوس كند.

به او نگاه كنيد...

زيـك روبيـن روانـشـنـاس دانشگاه هاروارد مطالعه اي را صورت داد تا دريابد آيا قادر است عشق را بطور علمي توسط ضبط مدت زماني كه دو عاشق بيكديگر چشم دوختـه انـد، مورد اندازه گيري قرار دهد. وي دريافت كه دو فردي كه عميقا عاشق يكديگر مي بـاشند 75 درصد از زماني را كه گفتگو مي كنند، به همديگر نگاه مي كنند. و هـنـگـامي كه فرد ناخوانده اي به ميان صحبتشان وارد ميگردد آهسته تر روي از يكديگر برمي گـردانـنـد. در گـفـتـگوهـاي معمولي افراد 30 تا 60 درصد از وقت را به نگاه كردن به يـكديـگر اخـتـصـاص مي دهند. اهميت مقياس روبين واضح ميباشد: احتمال آنكه بگوييم دو فرد تا چه ميزان عاشـق و دلبـاخته يـكديـگر هستند را مي تـوان بـا انـدازه گيـري مـدت زمـانـي كـه آن دو عاشقانه به يكديگر زل مي زنند تخمين زد. برخـي روانـكاوان از آن در حين مشاوره براي آنكه دريابند تا چه اندازه زوجين به يكديگر علاقه و عشق دارند سود مي برند. هـمچنين اين موضوع اطلاعات سودمند زيادي را بـراي آنـكه بـخواهيد شخصي دلباخته شما گردد در اختيارتان قرار ميدهد. اينگونه كه: هرگاه به شخصي كه دوسـتـش مي داريد در حين گفتگو 75 درصد از زمان به وي نگاه كنيد. با اين كار مغز آن فرد را فريب ميـدهيد. مـغز آن شخص آخرين باري كه فردي تا اين اندازه به او نـگـاه كـرده را بـخاطر آورده و تـحلـيـلش از اين نگاه طولاني، وجود عشق و علاقه خواهد بود. در نتيجه اين طـور مـي انـديـشد كه عاشق شما است و مغزش شروع به ترشح فنيل اتيلامين (PEA) مي كند. ايـن مـاده از خانواده آمفي تامين ها ميباشند كه توسط سيستم عصبي ترشح ميگردد.هنگامي كه ما عاشق ميشويم PEA همان عاملي است كه سبب تعريق كف دستان، احساس دل آشوبي، و افزايش ضربان قلب ميشود.هر چه شخصي كه شما خواهانش ميباشد PEA بيشتري بدرون جريان خونش جاري گردد احتمال آنكه او دلـبـاخـتـه شـمـا گـردد افـزايـش ميـيابد. زماني كه شما نمي توانيد صادقانه فردي فرد بي رغبـتـي را وابسته خود كنيد، بكارگيري اين تكنيك توليد PEA را كاملا ميسر خواهد نمود. امتحان كنيد.مطمئن هستم از نتيجه كار خود شگفت زده خواهيد شد. زمـانـي كـه بـا شخصي هستيد به وي حس عاشق بودن را القا كنيد و اينكه او سـرانـجـام بـاورش شـود كه عاشق شما است، زياد بطول نخواهد انجاميد.

روي برنگردانيد...

ديـگر يـافته هاي تعيين كننده در تحقيقات روبين: اگر فردي بـه زن و شوهري كه در حـال گفتگو هستند، ملحق گردد، مدت زمان زيادي طول مي كـشـد تـا نگاه آن زوج از يكديگر منحرف شده و به نفر سوم برگردانده شود. باز هرگاه اين عمل را با شـخصـي كـه هنوز دلباخته شما نگشته بكار بنديد، به او طوري القا ميكنيد كـه گويي دلبـاخته شماست و باعث سرازير گشتن مقدار بـيـشـتـري PEA داخـل جريان خونش مي شـويد. لئيل لونـز، مـتخصص روابط انسانها، اين تكنيك را "چشمان آب نباتي" نـام نـهـاده. چشمانتان را به چشمان فردي كه دوستش مي داريد قفل نموده و ثابت در همان حالت نگه داريد. حتي زماني كه او صحبتـش پـايـان يـافـت و يا آنكه شخص ديـگـري به شما مـلـحـق شد، روي برنگردانيد. وقتي سرانجام خـواسـتـيـد چشمانتان را از چشمانش برگردانيد (پس از 4-3 ثانيه) آن كار را با بي ميلي و آهستگي انجام دهيد دقيقا مانند آنكه توسط يك آب نبات به يكديگر چسبيده ايد. شايد اين تكنيك زياد سودمند به نظر نرسد ولي باور كنيد هرگاه بطور صحيح صورت گيرد از تعجب نفس شما را بند خواهد آورد. اگرآنقدر كمرو و خجالتي مي باشيد كه قادر نيستيد مستقيما به چشمها خيره شـويـد از تكنيك آب نـبـات صـرف نظر كرده و از اين روش استفاده نماييد.بفردي كه وارد گفتگوي شما شده روي برگردانده اما به محض آنكه سخنان آن فرد پايان يافت، بـه سرعت چشمانتان را به سمت شخص مورد علاقه خود بازگردانيد. اين يك حركت بررسي كنـنده است. شما ميـخواهيد واكنش وي را از آنچه گوينده بيان داشته مورد بررسي قرار داده و بـه وي تفهيم كنيد كه بيش از آن فرد به او علاقه مند هستيد.

از علم مردمك سنجي كمك بگيريد...

ما هـمگي با حالت چشمها پيش از خواب آشنا هستيم وقتي بـه آنها مينگريم نگاهـي خمارآلود است. شما تنها به يك چيز براي ايجاد حالت چشمان پيش از خواب نياز داريد: مردمك هاي بزرگ و متسع. بر طبق علم مردمك سنجي اين عاملي اسـت كـه هـمه ما به آن پاسخ مي دهيـم. شـما قادر نيستيد مردمك چشم خود را آگاهانه كنترل كنيد (به همين خاطر است كه مي گويند چشمها هيچگاه دروغ نميگويند). اما شما ميتوانـيـد با ايجاد شرايط مناسب حالت مردمك منبسط را پديد آورده و به نتيجه دلخواه بـرسيد. ابتدا نور را كاهش دهيد. هـرگاه ميـزان روشـنـايـي و نـور مـحيـط كاهـش يابد مردمك چشمها متسع ميگردند. به همين خاطر است كه استفاده از نور شمع و يا كليدهاي كاهنده نور چراغها در رستورانهاي رمانتيك ضروري ميباشد. تنها با ملايم كردن و كاهش نور نيست كه چهره ما جذاب تر بنظر ميرسند، مردمكهاي منبسط نيز سودمند هستند.

دانشمندان 2 تصوير از يك زن را به مردان نشان دادند. هر دو تصوير يكسان و مشابه بود يكي از دو تصوير طوري دستكاري شده بود كه مـردمك چشـمـها بـزرگـتـر بـنـظر بـرسنـد. زماني كه تصوير دستكاري شده را نشان مردان دادند، آنهـا زن را در تـصـويـر دسـتـكاري شده، 2 برابر جذابتر از تصوير واقـعـيـش تـشـخيـص دادنـد. بـروي چهره مردان نيز آزمايش مـشـابـهـي صـورت گـرفـت و بـه زنـان نـشـان داده شـد و نـتايج مشابهي حاصل گشت. همچنين هنگامي كه ما به چيزي علاقه داريم و دوستش مي داريم مي نگريم، مـردمك چشمانمان باز بزرگتر و متسع مي شوند. اين را نيز مي تـوان تـوسـط تـصـاويـر به اثبات رساند. اين بار پژوهشگران تصوير يك زن زيبا را ميـان تـعداد زيـادي از تـصـاوير معمولي و پيش پا افتاده قرار دادند سپس تغيير اندازه مـردمـك چـشمهاي مردان حين مشاهده آن تصاوير را مورد بررسي قرار دادند. بدون اسـتـثـنـا مـردمـك چـشـمهـاي مردان بروي تصوير مورد نظر منبسط مي گشت. اين يعني كه هرگـاه شـمـا شـديدا مجذوب شخصي شده باشيد بايد تا حالا مردمك چشمانتان مانند حفره هاي سياه متسع و بزرگ شده باشد!

/انصافاً نظر یادتون نره‌/

نوشته شده توسط مسافر غریب در جمعه ششم دی 1387 ساعت 4:37 بعد از ظهر | لینک ثابت |

                      امروز کسی محرم اسرار کسی نیست 

                     من تجربه کردم که کسی یا کسی نیست

                      اگر چه از نامردی مردان زمین ها خوردم

                      اما بازم در حق همه نامردها.مردی میکنم

                      امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

                     آخر ای ماه تو هم درد من مسکینی

                                      و اما

                         اگر معنای عشق را درک کردم

                               به برکت وجود توست

                                         

نوشته شده توسط مسافر غریب در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 12:35 بعد از ظهر | لینک ثابت |

کاش میدانستی، بعد از آن دعوت زیبا
به ملاقات خودت
من چه حالی بودم
خبر دعوت دیدار، چو از راه رسید
پلک دل باز پرید
من سراسیمه به دل بانگ زدم
آفرین قلب صبور، زود برخیز عزیز
خاطرم را گفتم: زودتر راه بیفت
هر چه باشد، بلد راه تویی
ما یک عمر بدین خانه نشستیم وتو
تنها رفتی
بغض در راه گلو گفت:
مرحمت کم نشود

گویا با من بنشسته دگر کاری نیست
جای ماندن چون دگر نیست،
از اینجا بروم
مژده دادم به نگاهم، گفتم:
نذر دیدار قبول افتاده است

و تپش های دلم را گفتم:
اندکی آهسته، آبرویم نبری

عقل، شرمنده به آرامی گفت:
راه را گم نکنیم
!!
خاطرم خنده به لب گفت: نترس

نگران هیچ مباش
سفر منزل دوست،
کار هر روز من است
چشم بر هم بگذار، دل تو را خواهد برد
...
وه چه رویای قشنگی دیدم
خواب، ای موهبت خالق پاک
خواب را دریابم
که تو در خواب، مرا خواهی خواست
که تو در خواب، مرا خواهی خواند
و تو در خواب، به من خواهی گفت:
تو به دیدارمن آ

آه، کاش میدانستی
بعد از این دعوت زیبا به ملاقات خودت
من چه حالی دارم
پلک دل باز پرید
خواب را دریابم
من به میهمانی دیدار تو می اندیشم..

 

نوشته شده توسط مسافر غریب در چهارشنبه نهم مرداد 1387 ساعت 6:43 بعد از ظهر | لینک ثابت |

بی چرا ؟ در جمله های روز می گردم هنوز گنگ چون پروانه ای در پیله ی سردم هنوز باد می پیچد به

اندام نگاه مرده ام با دهان مرده ی بیچاره می خندم هنوز گاه چون طفلی میان گاهوار سینه ام می دوم

 در باغ رویاها و می گردم هنوز " بی کسی " مانند فانوسی نگاهم می کند رو به راهم کرده تنهائی و در

بندم هنوز آه شبها بی تو طومار غزلهای هنوز چون طناب تیره می پیچد به اندام ام هنوز روح سر گردان و

 بی تاب تن دیوانه ام روی سرخ عشق را پژمرده و زردم هنوز کاش دنیا مثل کندوی عسل بود ودلم شهد

می نوشید از شیرینی دردم هنوز

نوشته شده توسط مسافر غریب در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 1:13 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

نوشته شده توسط مسافر غریب در چهارشنبه دهم بهمن 1386 ساعت 1:15 بعد از ظهر | لینک ثابت |

دوست داشتم زندگی را بدون گفتن کلمه ای بگذارانم

بیا تنها کلماتی را بر زبان آورم

که هنگام عشق و روشنایی به آن احتیاج داریم

کلماتی بسیار اندک در حقیفت بی نهایت

کمتر از برگها برشاخسار درخت زیرفون

کریستین بوین

نوشته شده توسط مسافر غریب در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 4:17 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نوشته شده توسط مسافر غریب در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 4:11 بعد از ظهر | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
ميدانم دريچه پر مـهر قلب تو تا هميشه به رويم باز اسـت.

اگر هيچ صدايي مرا نخواند ، همين بس که صداي مهربان تو آرامم کند.

حتي اگر در هفت آسمان ، يک ستاره هم به من چشمک نزند،

بزرگترين دلخوشي ام چشمان توست که يه آسمان ستاره در آن آشيان دارند.

چرا که تو از سرزمين خورشيدي و آفتاب صميمي نگاهت ماندني است

حتي در هجوم بي رحم دردهاي زندگي ،

تنها نگاه پر مهر تو ست که

فردايي سبز را برايم ترانه مي خواند.


من بي تو پوچم و بدون محبت تو از خزان بي مهري افسرده شده


و در زمستان بي محبتي مي ميرم
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
لینک همدردان
پیوندهای روزانه
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط مسافر غریب محفوظ است.طراحی شده توسط مسعود.